تبليغاتX
الکترونیک، کامپیوتر، مهندسی پزشکی و ...
 
الکترونیک، کامپیوتر، مهندسی پزشکی و ...
 
 
 

هميشه حقيقت آن چيزي نيست كه واقع شده و واقعيت آن چيزي نيست كه تصور مي كنيم، گاهي گوش دادن را به حساب شنيدن مي انگاريم، گاهي نگاه كردن را به حساب ديدن مي گذاريم، گاهي نجابت ديگران را به حساب سادگي، كمك كردن ديگران را به حساب وظيفه، محبت را به حساب ترحم، رفاقت را به حساب حسادت، خنده را به پوزخند، جدي بودن را به تكبر، شوخ طبعي را به لودگي وادب و احترام را به حساب تملق مي گذاريم.

گاهي پايبندي به سنتها را نمادي از عقب افتادگي و دوري از آن را عين تجدد مي دانيم . گاهي فقير را بي كلاس و ثروتمند را با كلاس و پول را تنها راز خوشبختي مي دانيم . گاهی لحظه ها را مي گذرانيم تا به خوشبختي برسيم غافل از آنکه لحظه ها خود خوشبختي هستند.
گاهي نوازندۀ زجر كشيدۀ موسيقي را مطرب، بازيگر طنز را دلقك و هنر مند را بيكار به نظر مي آوريم . گاهي تحمل و صبر ديگران را عجز و ناتواني، گريه ديگران را اشك تمساح، صرفه جويي را خسارت و اعتراض  بی جا را منطقي تصور مي كنيم.
گاهي عشق را تهمت بي حيايي مي زنيم و بي حيايي را عين نوگرايي مي دانيم. گاهي با چند پرسش ايمان افراد را به ترازو مي گذاريم و تنها ملاك را نه باطن، بلكه ظاهر مي پنداريم. گاهي صداقت را بي سياستي و اصالت را به شهري بودن تعبير مي كنيم. گاهي دفاع از حق را به حساب شعار دادن مي گذاريم. گاهي شوق دانش جويي را مضحك و فعاليت را خودنمايي مي بينيم. گاهی فراموش می کنيم که آنچه كه هستيم هديه خداوند به ماست و آنچه كه مي شويم هديه ما به خداوند است،و اينچنين است که نمی کوشيم تا بي نظير باشيم.گاهي نمي دانيم، عمل مي كنيم. گاهي مي دانيم، عمل نمي كنيم و گاهي مي نويسيم كه تنها نوشته باشيم...

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 16:53  توسط کامبیز  | 
  بالا